اشعار و ترانه هایی که در موسیقی غربی توسط گروههای مختلف خوانده می شود ما را با دیدگاههای خوانندگان و موزیسین ها و نه تنها موزیسین ها بلکه کلاً با حال و هوا ، خواسته ها ، کمبودها ، روحیات افراد جامعه های دیگر و ... آشنا می کند که البته در مورد گروههایی که ترانه هایشان سروده ی خود افراد آن گروه است روحیات شخصی آنها را بهتر نشان می دهد

بعضی از اشعار چنان قدرتمندند (که البته در ترجمه بسیاری نکات از دست می روند) و چنان سخن می گویند که مقایسه ی آنها با ترانه های ما چیز خنده داری بیش نیست  ولی نکته ای که هست اینکه به فرض که ترانه سراهای ما چنین شعرهایی بسرایند و خوانندگان بخوانند آیا کسی هم پیدا می شود که از آن لذت ببرد ؟ چند درصد ؟ فقط مخاطبان خاص . و چنان با شکست روبرو خواهد شد که کسی جرات سرمایه گذاری برای این موسیقی نخواهد داشت و مردم نیز خواهند گفت این مزخرفات چیه دیگه ! پس تفاوت مخاطب با مخاطب از زمین تا آسمان است . به آثارشان که نگاه می کنی حتی پیش پا افتاده ترین آنها تفکری را یدک می کشد ولی ما می سازیم که ساخته باشیم حالا چرایش اهمیتی ندارد . نگاهی به سینمایمان که بندازیم ، موسیقی رپ پنجاه سال پیش آنها که موسیقی اعتراض بود برای ما محلی برای فحش دادن و بیان مسائل جنسی شده است . نمی گویم آنها حرفی از مسائل جنسی ، عشق ، تنفر ، جنگ و ... نمی زنند یا فحاشی نمی کنند ولی آنجایی است که باید باشد . این سوزن ماست که گیر کرده است .  

قضاوتهایی ناآگاهانه ی بعضی از اطرافیان در مورد این گروهها مرا ترغیب به نوشتن ترجمه ی بعضی از این ترانه ها در وبلاگ کرد

مختصری درباره ی هرکدام از گروه ها که از آنها ترانه ای نوشته شده در قسمت ادامه مطلب اولین ترانه ی آن گروه درج شده است