Street Spirit (Fade Out) / روح خیابان (آرام آرام محو شدن)
Rows of houses, all bearing down on me
ردیف خانه ها بر سرم آوار میشود
I can feel their blue hands touching me
میتوانم دستان فسرده (غمگین و سردشان) را حس کنم که مرا لمس میکنند
All these things into position
همه اینها (احساسات) در جایگاهی (هستند)
(همه این چیزها در هر موقعیتی که باشند)
All these things we'll one day swallow whole
و ما روزی به کنه همه این چیزها پی خواهیم برد
(ما آنها را خواهیم بلعید و درونمان خواهیم ریخت، میریزیم تو خودمون)
And fade out again and fade out
و دوباره آرام آرام محو شدن (محو میشویم) و به تاریکی پیوستن (میپیوندیم)
(و محوشان میکنیم یا محو میشویم/ و یا محو شو - بصورت امری )
This machine will, will not communicate
این اراده ماشین محور (تفکر صفر و یکی) ، ارتباط برقرار نخواهد کرد
(این ماشین - منی که الان حکم یک ماشین را پیدا کردهام - نمیتواند با جهان پیرامونش ارتباط برقرار کند)
These thoughts and the strain I am under
(با) این افکار و فشاری که مرا له میکند
(این افکاریست که من زیرش دارم خرد میشوم)
Be a world child, form a circle
کودک جهان باش ، حلقه ای بساز
(دنیای کودکانهای بساز ، دور خودت خطی بکش)
Before we all go under
پیش از آنکه همه ما به زیر کشیده شویم
(پیش از آنکه همه به انتها برسیم)
And fade out again and fade out again
و دوباره آرام آرام محو شدن و دوباره ناپدید شدن
(خودت را محو کن)
Cracked eggs, dead birds
تخم های ترک خورده ، پرندگان مرده
(درحالی که مردهاند !!)
Scream as they fight for life
در جنگ برای زندگی ضجه میزنند
(برای زندگی ضجه میزنند و متهورانه میجنگند)
I can feel death, can see its beady eyes
میتوانم مرگ را احساس کنم ، می توانم چشمان مهره ای ریز و براقش را ببینم
All these things into position
روزی همه اینها را در موقعیتی
All these things we'll one day swallow whole
بنیانشان را درک خواهیم کرد (درسته قورت خواهیم داد)
Fade out again
دوباره آرام آرام محو شدن
(باز هم محو شو)
Fade out again
دوباره آرام آرام محو شدن
(باز هم محو شو)
Immerse your soul in love
روحت را در عشق غوطه ور کن
(روحت را در عشق غرق کن)
Immerse your soul in love
روحت را در عشق غوطه ور کن
(در عشق بمیر)
(حتی روحت را هم در عشق بکش)
گروه ردیوهد - تام یورک (RadioHead - Thom Yorke)
کلیپ زیبای این موسیقی را ببینید
https://www.youtube.com/watch?v=LCJblaUkkfc
درباره آهنگ از زبان ترانه سرا و خواننده تام یورک
«روح خیابان» خالصترین آهنگ ماست اما من آن را ننوشتهام خودش نوشته شد. ما فقط پیام آورانش بودیم، فقط کاتالیستهای بیولوژیکی آن بودیم. هسته آهنگ به طور کلی برای من ناشناخته است و میدانید، من هیچ وقت سعی نمیکنم چیزی بنویسم که ناامیدکننده باشد. همه آهنگهای غمگین ما روزنهٔ امیدی در خود دارند حداقل پرتو نوری برای بهبود اما این آهنگ هیچ نقطه روشنی را نشان نمیدهد. مانند تونل تاریکی است که در انتهایش روشنی نیست. این آهنگ همه احساسات تراژیکی که آزار دهنده هستند را با ملودی خود بیان میکند و همه ما بهانهای برای ارتباط برقرار کردن با آن را داریم و این همان جداسازی و کنارهگیری است. خصوصاً برای من؛ من همه احساساتم را کنار گذاشتم تا بتوانم آهنگ را بنوازم درغیر این صورت این کار برایم ممکن نبود. به همین خاطر هم هست که ترانه اهنگ تعدادی داستان کوتاه و تصویرهای بصری است به جای اینکه معنی و مفهوم آهنگ باشد یا تلاشی باشد برای معنی کردن آن. من از تصویرهایی استفاده کردم که حس میکردم احساسات درون آهنگ و ترانه را به خوبی نشان میدهند. این همان چیزی است که من در اهنگ میگفتم:'all these things you'll one day swallow whole'منظورم این بود که تمامی احساسات یک جا...
هواداران ما شجاعتر از آن هستند که بگذارند آهنگ بر آنها غلبه کند در غیر این صورت آنها معنی آن چیزی که میشنوند را درک نکردهاند. آنها نفهمیدهاند که معنای «روح خیابان» این است که باید راست در چشمهای شیطان زل زد و دانست که هیچ اهمیتی ندارد که چه کاری میکنید، او لبخند آخر را میزند. و این واقعی است و حقیقت دارد. شیطان در همه چیز بدون استثنا پیروز میشود و اگر من به خودم اجازه دهم که به آن فکر کنم دیوانه میشوم.
من نمیتوانم باور کنم که ما هوادارانی داریم که نمیتوانند به صورت احساسی با آهنگ رابطه برقرار کنند. این همان چیزی است که مرا متقاعد میکند که آنها آهنگ را نفهمیدهاند. این همان دلیلی است که ما آهنگ را آخر اجراهایمان اجرا میکنیم. اینکه موقع اجرای آهنگ مخاطبها در مقابل این حجم عظیم غم و تراژدی بالا پایین میپرند و خوشحالی میکنند و میخندند مرا خرد میکند و میشکند. مانند این است که شما میخواهید سگتان را بکشید و او برایتان دم تکان میدهد. این مخاطبان شبیه همین هستند و این مسئله قلب مرا میشکند. من آرزو میکردم این آهنگ ما را به عنوان کاتالیستهای خود انتخاب نمیکرد تا من هم اعتراضی دراین باره نداشتم. این انتظار بسیاری زیادی است. من آهنگ را ننوشتم.
داستان / علي شيرواني