ـ مزاحم شدم ؟ ـ اتفاقا
- مزاحم شدم ؟
- اتفاقاً !
ـ روی صندلی عقب تاکسی نشسته بودم که اومد با دوستش جلو سوار شد . ماشین راه افتاد . دست دراز کردم و پهلوشو لمس کردم . چیزی نگفت . یه کم قلقلکش دادم چیزی نگفت .
شیطنتم گل کرد و شماره ام رو بهش دادم . ندید گذاشت تو کیفش .
به نامزدت زنگ بزن !علی شیروانی
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۸۷ ساعت 15:13 توسط علی شیروانی
|
داستان / علي شيرواني